تحولات منطقه

«ممنوع شدن تشکیل کلاس‌های بالای ۳۵ نفر در تمام دوره‌ها بیشتر از آنکه قابل دفاع باشد، محل ایراد و انتقاد است؛ یعنی این آش آن‌قدر شور شده که حالا خودِ آموزش و پرورش پذیرفته ۳۵ دانش‌آموز را با برچسب استانداردسازی وارد کلاس کند».

پشت پرده یک عدد جنجالی در شیوه‌نامه ساماندهی نیروی انسانی سال تحصیلی آینده/  ارفاق به کلاس‌های ۳۵نفره
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

«ممنوع شدن تشکیل کلاس‌های بالای ۳۵ نفر در تمام دوره‌ها بیشتر از آنکه قابل دفاع باشد، محل ایراد و انتقاد است؛ یعنی این آش آن‌قدر شور شده که حالا خودِ آموزش و پرورش پذیرفته ۳۵ دانش‌آموز را با برچسب استانداردسازی وارد کلاس کند».این عبارات، بخشی از واکنش ابراهیم سحرخیز، معاون سابق آموزش و پرورش درباره شیوه‌نامه ساماندهی نیروی انسانی سال تحصیلی آینده این وزارتخانه است.
واقعیت این است که در نظام تعلیم و تربیت، بعضی عددها فقط عدد نیستند؛ پشت هر کدامشان سرنوشت نسلی از دانش‌آموزان، کیفیت یادگیری و سهم عدالت آموزشی پنهان شده است. حالا این بار، عدد «۳۵» به یکی از پرحاشیه‌ترین اعداد این نظام آموزشی تبدیل شده؛ عددی که وزارت آموزش‌وپرورش آن را به‌عنوان سقف تراکم کلاس‌های درس اعلام کرده، در حالی که مصوبات رسمی شورای عالی آموزش‌وپرورش، روایت دیگری از استاندارد کلاس‌ها دارند.
بیش از یک دهه پیش، زمانی که هنوز خبری از کرونا، تعطیلی‌های طولانی مدارس و بحران‌های تازه آموزشی نبود، مسئولان آموزش‌وپرورش میانگین تراکم کلاس‌های ابتدایی کشور را حدود ۲۴ نفر اعلام می‌کردند و همان زمان هم کلاس‌های ۳۵ نفره، وضعیتی دور از حالت مطلوب به حساب می‌آمد.
در سال ۱۳۹۲، میانگین تراکم کلاس‌های تهران به حدود ۳۰ نفر رسیده بود؛ عددی که آن روزها از آن به‌عنوان نشانه‌ای از کمبود فضای آموزشی و توزیع نامتوازن جمعیت دانش‌آموزی یاد می‌شد.
در سوی دیگر ماجرا، مصوبه‌ای وجود دارد که ۱۳ سال پیش در شورای عالی آموزش‌وپرورش تصویب شد؛ مصوبه‌ای که استاندارد تراکم کلاس‌های ابتدایی را ۲۰ نفر و متوسطه را ۲۲ نفر تعیین کرده بود. حتی سقف «حداکثر مطلوب» در این مصوبه نیز فاصله قابل توجهی با کلاس‌های ۳۵ نفره دارد. حالا اما در برخی کلانشهرها، میانگین تراکم کلاس‌ها از ۳۰ نفر عبور کرده و در تهران از کلاس‌هایی با میانگین ۳۳ دانش‌آموز سخن گفته می‌شود.
حالا پرسش اصلی اینجاست؛ وقتی اسناد رسمی، تجربه جهانی و حتی آیین‌نامه‌های داخلی آموزش‌وپرورش بر کاهش تراکم کلاس‌ها تأکید دارند، عدد ۳۵ دقیقاً قرار است چه چیزی را حل کند؟

پنهان کردن کمبود معلم پشت بخشنامه‌ها

ابراهیم سحرخیز، معاون سابق آموزش و پرورش با اشاره به شیوه‌نامه ساماندهی نیروی انسانی آموزش‌وپرورش که تشکیل کلاس بالای ۳۵ نفر را در تمام دوره‌ها ممنوع اعلام کرده است، به خبرنگار ما می‌گوید: من معتقدم این اتفاق بیشتر از آنکه قابل دفاع باشد، محل ایراد و انتقاد است .این آش آن‌قدر شور شده که حالا خودِ آموزش و پرورش، ۳۵ دانش‌آموز را با برچسب استانداردسازی وارد کلاس کرده است. اگر قرار باشد در کلاس تعامل واقعیِ گروهی و فردبه‌فرد شکل بگیرد و ما هم این اصل را بپذیریم که دانش‌آموزان نباید غربال شوند و قرار است همه طیف‌ها و گروه‌های دانش‌آموزی کنار هم قرار بگیرند ــ یعنی مدرسه‌ای داشته باشیم که براساس معدل یا دهک درآمدی گزینش نکند و نماینده واقعی جامعه باشد ــ آن وقت واقعاً کلاس ۳۵ نفره دیگر کلاس نیست.
او می‌افزاید: معلم در چنین کلاسی عملاً نمی‌تواند به راهبری آموزشی بپردازد، تعامل مؤثری شکل بدهد یا یادگیری واقعی را رقم بزند. وقتی از کلاس ۳۵ نفره صحبت می‌شود، یعنی عملاً پذیرفته‌ایم که تعداد دانش‌آموزان کلاس‌ها از این هم بیشتر است. اگر اشتباه نکنم، حتی در برنامه هفتم نیز بندی گنجانده بودند که کلاس بالای ۴۰ نفر ممنوع است؛ در حالی که این موضوع واقعاً خنده‌دار به نظر می‌رسد، چون میانگین استاندارد کلاس در دوره ابتدایی باید ۱۹ تا ۲۰ نفر باشد و در متوسطه هم در نهایت یکی دو نفر بیشتر. یعنی میانگین منطقی تعداد دانش‌آموزان در کلاس، حدود ۲۰ نفر تعریف می‌شود. اینکه یکباره چنین انحرافی از میانگین استاندارد تعریف‌شده ایجاد شود، محل سؤال است. استانداردی که شورای عالی آموزش و پرورش تعیین کرده، درواقع برگرفته از میانگین‌های پذیرفته شده جهانی و تجربه زیسته کشورهای موفق و حتی متوسط دنیاست. تجربه جهانی نشان می‌دهد اگر قرار است مدرسه‌داری و کلاس‌داری اصولی داشته باشیم، باید به این استانداردها پایبند باشیم و عدد واقعی استاندارد کلاس همان چیزی است که در این چارچوب‌ها تعریف شده است.
سحرخیز معتقد است: در شرایطی که آموزش و پرورش با افزایش جمعیت دانش‌آموزی، کمبود فضای آموزشی و کمبود معلم روبه‌رو است، به نظر می‌رسد برخی تلاش دارند این بحران‌ها را با افزایش تراکم کلاس‌ها جبران کرده و کاستی‌های بودجه‌ای را پشت اعداد و بخشنامه‌ها پنهان کنند؛ رویکردی که در نهایت، بیشترین آسیب را متوجه کیفیت آموزش و آینده نظام تعلیم و تربیت خواهد کرد. آموزش و پرورش همین حالا هم آبستن بحران‌ها، کاستی‌ها و گرفتاری‌های متعددی است.
این کارشناس آموزشی اضافه می‌کند: از سوی دیگر، جامعه معلمان نیز سال‌هاست در حوزه توانمندسازی و آموزش حرفه‌ای مورد غفلت قرار گرفته و برنامه جدی و مؤثری برای ارتقای مهارت‌های آموزشی معلمان اجرا نشده است. در کنار این مسئله، کاهش انگیزه شغلی نیز به یکی از چالش‌های جدی نظام آموزشی تبدیل شده؛ چراکه فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی، بخش قابل توجهی از توان و تمرکز معلمان را تحت تأثیر قرار داده و طبیعی است در چنین شرایطی، انگیزه و انرژی لازم برای فعالیت‌های آموزشی عمیق‌تر و اثرگذارتر نیز کاهش پیدا کند. اینکه تصور کنیم معلمان صرفاً با عشق و علاقه می‌توانند همه مشکلات را تحمل کنند، بیشتر شبیه یک شعار است. معلم هم مانند هر شهروند دیگری حق دارد از حداقل‌های یک زندگی آبرومند برخوردار باشد و نمی‌تواند با کمترین میزان حقوق، هم بار سنگین آموزش را به دوش بکشد و هم پاسخگوی هزینه‌های زندگی خود باشد. از سوی دیگر، تعطیلات طولانی‌مدت و گسست‌های مکرر آموزشی نیز فقط به دانش‌آموزان آسیب نمی‌زند؛ بلکه فرسودگی روحی و روانی و کاهش انگیزه، معلمان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و کیفیت آموزش را بیش از پیش دچار آسیب می‌کند.
او با بیان اینکه اگر آموزش و پرورش با کمبود مدرسه، بحران بودجه و کمبود معلم مواجه است، راه‌حل آن، تغییر دادن استانداردهای آموزشی نیست، اظهار می‌کند: تعریف کلاس ۳۵نفره به‌عنوان وضعیت عادی، بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است. بسیاری از معلمان معتقدند کلاس بالای ۳۰ نفر عملاً از حالت آموزشی خارج می‌شود و معلم به جای آموزش، صرفاً نقش ناظم و کنترل‌کننده کلاس را پیدا می‌کند.
چطور می‌توان کلاس ۳۵ نفره را استاندارد دانست، در حالی که بسیاری از این کلاس‌ها حتی از ابتدایی‌ترین امکانات آموزشی محروم‌اند؛ نه تجهیزات آزمایشگاهی مناسبی دارند، نه امکانات ورزشی و تفریحی کافی. بخش زیادی از مدارس به‌صورت دو نوبته اداره می‌شوند، زنگ‌های تفریح کوتاه‌تر شده تا کلاس‌ها زودتر به پایان برسد و در برخی مدارس، کمبود معلم تا جایی پیش رفته که ناظم یا مشاور مدرسه را به‌عنوان معلم وارد کلاس می‌کنند. با وجود همه این کاستی‌ها، حالا قرار است افزایش تراکم کلاس‌ها راه‌حل جبران مشکلات معرفی شود. به نظر می‌رسد استفاده از واژه «استاندارد» برای کلاس ۳۵نفره، بیش از آنکه مبتنی بر اصول آموزشی باشد، تلاشی برای عادی‌سازی بحران کیفیت در آموزش و پرورش است؛ بحرانی که همچنان پابرجاست و نگرانی‌ها درباره آینده نظام آموزشی را جدی‌تر کرده است.

فقر یادگیری؛ بحران پنهان مدارس ایران

سحرخیز با اعتقاد به اینکه نتیجه کلاس‌های ۳۵ نفره چیزی جز تشدید نابرابری‌های آموزشی و عمیق‌تر شدن فقر یادگیری نخواهد بود، بیان می‌کند: حتی در سال‌هایی که شرایط کشور به مراتب باثبات‌تر بود و هنوز کرونا و جنگ و تعطیلی‌های پی‌درپی به نظام آموزشی تحمیل نشده بود، نتایج آزمون‌های بین‌المللی نشان می‌داد وضعیت آموزش در ایران مطلوب نیست. در همان دوران نیز ۴۰ تا ۴۴ درصد دانش‌آموزان با فقر یادگیری روبه‌رو بودند؛ مسئله‌ای که آثارش هم در امتحانات نهایی و هم در نتایج کنکور و شکاف آموزشی میان استان‌ها کاملاً قابل مشاهده بود.
حالا باید به آن وضعیت، افت تحصیلی ناشی از دوران کرونا، آموزش مجازی ناموفق، تعطیلی‌های مکرر و تبعات شرایط جنگی را هم اضافه کرد. با وجود همه این مشکلات، حالا گفته می‌شود در سال تحصیلی جدید، کلاس ۳۵ نفره استاندارد است؛ استانداردی که مشخص نیست بر چه مبنایی تعریف شده است. آن هم در شرایطی که بسیاری از دانش‌آموزان پس از دوران کرونا و تعطیلی‌های طولانی‌مدت، هنوز در ابتدایی‌ترین مهارت‌های آموزشی مانند یادگیری جدول ضرب دچار مشکل هستند و در برخی موارد صرفاً با ارفاق و ملاحظات احساسی به پایه‌های بالاتر منتقل شده‌اند. از سوی دیگر، نظام ارزشیابی توصیفی نیز سال‌هاست محل انتقاد کارشناسان قرار دارد و حتی در برخی گزارش‌های رسمی، درباره آسیب‌های آن به نظام سنجش آموزشی کشور هشدار داده شده است. حالا در چنین شرایطی، افزایش تراکم کلاس‌ها می‌تواند کیفیت آموزش را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد و شکاف یادگیری میان دانش‌آموزان را گسترده‌تر کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha